مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

342

الفاروق ( فارسي )

معاذ از ابن عون از محمد نقل مىكند : هنگامى كه عمر به خلافت رسيد گفت خالد را عزل خواهم كرد تا بداند كه خدا دينش را يارى خواهد كرد . على و موسى از حماد بن سلمة از هشام بن عروة از پدرش روايت مىكند ، زمانى كه عمر خليفه شد به ابو عبيده نوشت ، خالد را عزل و ترا به جايش نصب كردم . پنج علت براى عزل خالد . . . كه هيچيك واقعيت نداشت ! ! - اسد الغابة ج 1 ص 53 شنيدم عمر در خطبه خود در جابيه گفت : من بخاطر كارهاى خالد بن وليد از شما عذر مىخواهم ، من به او دستور داده بودم كه اموال را براى مهاجرين نگهدار ، ولى او به افراد پولدار و اعيان و اشراف داد ، لذا او را عزل و ابو عبيده جراح را بجايش نصب نمودم . ابو عمر و حفص اعتراض كرد و گفت ، به خدا قسم درباره خالد به عدالت رفتار نكردى ، فرماندهى را كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نصب كرده بود عزل كردى شمشير خدا را غلاف كردى ، پرچم رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم را خواباندى و رحم خود را قطع كردى و به پسر عمويت حسودى كردى . . . جناب عمر به همان دليلى كه تو بذل و بخشش مىكردى ، خالد هم كرده است ! ! - اسد الغابة ج 1 ص 53 شنيدم عمر در خطبه خود در جابيه گفت : من بخاطر كارهاى خالد بن وليد از شما عذر مىخواهم ، من به او دستور داده بودم كه اموال را براى مهاجرين نگهدار ولى او به افراد پولدار و اعيان و اشراف داد ، لذا او را عزل و ابو عبيده جراح را بجايش نصب نمودم . ابو عمر و حفص اعتراض كرد و گفت ، به خدا قسم درباره خالد به عدالت رفتار نكردى ، فرماندهى را كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نصب كرده بود عزل كردى ، شمشير خدا را غلاف كردى ، پرچم رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم را خواباندى و رحم خود را قطع كردى و به پسر عمويت حسودى كردى . . . واقدى و محمد بن سعيد و ديگران مىگويند : خالد بن وليد در سال بيست و يك هجرى در قريه‌اى در يك مايلى حمص از دنيا رفت و به عمر وصيت كرد . ديگران مىگويند در مدينه فوت كرد ، ولى قول اول صحيح‌تر است . در گذشته گفتيم بخاطر آنكه